انجمن ویکی قلم‌های فارسی
ورود / عضویت

خطاطی و قلم‌سازی

بحث پیرامون مسائل مربوط به قلم‌سازی، حروف‌چینی و بومی‌سازی

Re: خطاطی و قلم‌سازی

پستتوسط Ilia » 20 ژوئیه 2010, 01:55

m]reza،

شما به نکاتی اصرار میکنی که ما با آن مخالفتی نداریم. فکر نمیکنم که در این بحث هیچکس گفته باشد که همهٔ متون ایران بی نقطه بوده است یا اینکه ما باید به گذشتهٔ خطمان بی‌اعتنایی کنیم یا از آن استفاده نکنیم. اصلا مبنای دیزاین بر استفاده و آنالیز آنکه تا حالا صورت گرفته انجام میشود. هیچ کس نمیخواهد چشمش را به گذشته ببندد. اما یک تفاوتی هست بین مطلق دانستن و پرستیدن گذشته و بررسی و نقد آن.

اتفاقا بر عکس آنکه شما فکر میکنی، مردم همیشه حتی در زمان‌های معاصر خودشان، با خواندن خطوط ناخوانا مشکل داشتند و اینکه در آن زمان زندگی میکردند، خواندنش را راحت نمیکرده. من که خودم ممتاز دارم، با خواندن این معجزات خط شکسته مشکل دارم! چند سال عمرم را هم صرفش کرده‌ام. در اینکه مردم آن زمان از ما بیشتر به خط کوفی آشنا بودند که بحثی نداریم. اما وقتی چیزی ناخواناست، ناخواناست. آن نوشته را هم لازم نیست ششصد سال عقب ببرید، تا همین پنجاه، شصت سال پیش، بسیار رایج و روزمره بود و در زمان پدر بزرگ و یا حتی پدر شما هنوز ماشین تحریر و حروفچینی برای استفادهٔ همه اینقدر رایج نبود.

خطوط کوفی بنایی هم بیشتر جبنهٔ تزیینی داشته است. تحول و شکلش را هم بیشتر مدیون آجر است و مسجد تا خط کوفی. وقتی به شما یک مقدار آجر بدهند که با آن بنویسید، جور دیگری غیر از آن نمیتوانید بنویسید. یعنی مادهٔ اولیه فرمش را تحمیل کرده. یک گرید بسیار درشت است. حالا شما میخواهید یک سطحی را پر کنید، شروع میکنید به شکستن کلمات و حروف. استفادهٔ خودش را هم داشته از آسمان هم نیامده است. هر جا هم که خوانایی منظور بوده از آن استفاده نکرده‌اند، معمولا مثلا یا سنگ را کنده‌اند یا روی گچ یا با کاشیکاری نوشته‌اند و از خطوط خواناتری مثل نسخ و ثلث و نستعلیق استفاده کرده‌اند.

همانطور که قبلا هم گفتم، اغلب در نوشتن با خطوط فارسی خوانایی در درجهٔ اول اهمیت قرار نداشته است. شکسته هم برای سریعتر نوشتن با قلم نی اختراع شد و نه برای خواناتر نوشتن. کلمات و حروف بنحوی با هم ترکیب شدند تا سریعتر نوشته شوند. چون هر چه قلم را کمتر از روی کاغذ بردارید سریعتر مینویسید. حروفی که قبلا به هم نمیچسبیدند مثل د، ر، و، ا به هم چسبیدند و ن، ی و ل بصورت کشیده در آمدند که نوشتنش سریعتر است. حالا این را بد خط و توی هم بنویسیدش و نقطه‌هایش را هم بیخیال بشوید میشود معما. معما هم همیشه سخت است و به زمان بستگی ندارد. البته اگر کارتان صبح تا شب حل و طرح معما باشد مسلما در حل آن واردتر میشوید.

متاسفانه ما اینقدر مسحور خطاطی شده‌ایم که به آن احساسی نگاه میکنیم. سابقه و پیشینهٔ آکادمیک هم در این زمینه به آن صورت نداریم. خطاطانمان را با طراحان خط اشتباه گرفته‌ایم و راستش در این میدان خیلی عقبیم. حقمان همین است که تاهوما را به آنجایمان فرو کنند!

ایلیا
نماد کاربر
Ilia
Site Admin
 
پست‌ها : 5924
تاریخ عضویت: 25 سپتامبر 2006, 01:01
محل سکونت: کانادا

Re: خطاطی و قلم‌سازی

پستتوسط Nyaiesh » 20 ژوئیه 2010, 02:47

[نمایش]
شما به نکاتی اصرار میکنی که ما با آن مخالفتی نداریم. فکر نمیکنم که در این بحث هیچکس گفته باشد که همهٔ متون ایران بی نقطه بوده است یا اینکه ما باید به گذشتهٔ خطمان بی‌اعتنایی کنیم

با سلام به شما و تشکر از این که بنده را مورد لطف قرار دادید
مشکل گفتگوهای طولانی همیشه فراموشی حرف هاست حرف از معرفی قلم نسخ نیریزی شروع شد:
چه حرکت خوبی انجام شده؟ نستعلیق را که میانه ی راه ول کرده اند. بقیه ی خطوط هم که از دکان این و آن بدون اجازه برداشته اند و حتی نامگذاری مجدد کرده اند. از عرب ها گفتید. آن ها هم چیزی هستند مثل ما. انتظاری نباید داشت.
در سال ۲۰۱۰ هنوز نه خط نستعلیق و نه خطوط دیگر چند صد ساله مان را به صورت قلم کامپیوتری نداریم. آن که سهل است، حتی چند قلم ساده (نه قلم های آبکی دکوراتیو) برای چاپ کتاب و مجله و روزنامه نداریم. هر چه هم هست ساخت اروپایی است، از نازنین گرفته تا میترا و یاقوت.
کلماتی مثل (نشخوار نسخ) و یا (این که چگونه فرهنگ ملتی تا این حد به این سوی ناروشنی و ابهام رفته است که حتی از نقطه گذاری کلمات در متن یک نامه ی کاری یا شخصی ابا دارد هنوز برای من قابل درک نیست.)این ها برای من همین مفهوم بی اعتنایی را داشت شما جور دیگری فهمیدید ؟ فرقی هم نمی کند که موردش به بیست سی سال پیش و زحمات افرادی مثل حسن فیروزخانی یا دیگرانی که در این عرصه زحمت کشیده اند باشد یا دویست سال پیش که دوران اوج خوشنویسی ما در زمان قاجار بوده به عنوان دوره ای تاریک و مبهم در خط نمایانده شود یا...همه گذشته ماست که در ابتدا انکار شد.
[نمایش]
اصلا مبنای دیزاین بر استفاده و آنالیز آنکه تا حالا صورت گرفته انجام میشود. هیچ کس نمیخواهد چشمش را به گذشته ببندد. اما یک تفاوتی هست بین مطلق دانستن و پرستیدن گذشته و بررسی و نقد آن.

باید کمی دقت کنید من بیشتر از سه بار تاکید کردم که باید به گذشته توجه کنیم نگفتم گذشته را بپرستیم این کجای حرف من بود؟به عنوان مثال خود خط نستعلیق که شما مدرکش را دارید از پیوند نسخ و تعلیق ایجاد شده است یعنی خالقان آن به گذشته خطشان نگاه ی داشته اند ، از آن استفاده کرده اند و آن را شکوفاتر کرده اند.اگر من بگویم بیاییم به فلان خط میخی یا کوفی یا.... بنویسیم همه اش درست است این می شود گذشته پرستی. و مطلق دانستن آن

[نمایش]
اتفاقا بر عکس آنکه شما فکر میکنی، مردم همیشه حتی در زمان‌های معاصر خودشان، با خواندن خطوط ناخوانا مشکل داشتند و اینکه در آن زمان زندگی میکردند، خواندنش را راحت نمیکرده. همانطور که قبلا هم گفتم، اغلب در نوشتن با خطوط فارسی خوانایی در درجهٔ اول اهمیت قرار نداشته است. شکسته هم برای سریعتر نوشتن با قلم نی اختراع شد و نه برای خواناتر نوشتن. کلمات و حروف بنحوی با هم ترکیب شدند تا سریعتر نوشته شوند. چون هر چه قلم را کمتر از روی کاغذ بردارید سریعتر مینویسید. حروفی که قبلا به هم نمیچسبیدند مثل د، ر، و، ا به هم چسبیدند و ن، ی و ل بصورت کشیده در آمدند که نوشتنش سریعتر است. حالا این را بد خط و توی هم بنویسیدش و نقطه‌هایش را هم بیخیال بشوید میشود معما. معما هم همیشه سخت است و به زمان بستگی ندارد. البته اگر کارتان صبح تا شب حل و طرح معما باشد مسلما در حل آن واردتر میشوید. من که خودم ممتاز دارم، با خواندن این معجزات خط شکسته مشکل دارم! چند سال عمرم را هم صرفش کرده‌ام. در اینکه مردم آن زمان از ما بیشتر به خط کوفی آشنا بودند که بحثی نداریم. اما وقتی چیزی ناخواناست، ناخواناست. آن نوشته را هم لازم نیست ششصد سال عقب ببرید، تا همین پنجاه، شصت سال پیش، بسیار رایج و روزمره بود و در زمان پدر بزرگ و یا حتی پدر شما هنوز ماشین تحریر و حروفچینی برای استفادهٔ همه اینقدر رایج نبود.

من اصراری روی خوانایی خط شکسته ندارم و این که شما این را از کجا فهمیدید نمی دانم ممتاز داشتن شما هم البته مبارک است اما دلیل نمی شود بگویید در همه زمان ها خط فلان جور بوده یا ناخوانا بوده من این حرف شما را دو جور می فهمم اگر منظورتان از مشکل مردم با خط افرادی بوده اند که بدخط می نوشته اند بله قابل قبول است همین الان هم برخی افراد این گونه اند اما اگر منظورتان ناخوانا بودن خط رسمی در هر دوره ای برای مردم آن دوره است خیر زیرا ما قبل از ورود اسلام خط پهلوی داشتیم و بعد از آن در طول ۱۴۰۰ سال دوران جدید خط فارسی به وجود آمد اتفاقا در تمام این دوره ها که حداقل ۳۰۰۰ سال خواهد شد خط در ابتدا در خدمت کتب مقدسی چون قرآن وکتاب زرتشت بوده است و مردم عامه همیشه مشتاق خواندن قرآن و گات ها بوده اند این غیر از استفاده های دیگر خط در اموری مثل وصیت نامه نگاری احکام جنگی و.... بوده است در همه این موارد خوانایی البته با توجه به امکاناتشان در هر دوره از سنگ و پوست گرفته تا کاغذ و نمایشگر حرف اول را می زده است چون خط ابزاری برای رابطه بین مردم بوده است و این که شما به راحتی این چند هزار سال را در یک جمله خلاصه می کنید که:(اتفاقا بر عکس آنکه شما فکر میکنی، مردم همیشه حتی در زمان‌های معاصر خودشان، با خواندن خطوط ناخوانا مشکل داشتند و اینکه در آن زمان زندگی میکردند، خواندنش را راحت نمیکرده.) جای تعجب است اگر در این زمینه منبعی دارید بگویید اما در مورد شکسته با توجه به سابقه شما در خوشنویسی حرفتان را قبول می کنم
[نمایش]
خطوط کوفی بنایی هم بیشتر جبنهٔ تزیینی داشته است. تحول و شکلش را هم بیشتر مدیون آجر است و مسجد تا خط کوفی. وقتی به شما یک مقدار آجر بدهند که با آن بنویسید، جور دیگری غیر از آن نمیتوانید بنویسید. یعنی مادهٔ اولیه فرمش را تحمیل کرده. یک گرید بسیار درشت است. حالا شما میخواهید یک سطحی را پر کنید، شروع میکنید به شکستن کلمات و حروف. استفادهٔ خودش را هم داشته از آسمان هم نیامده است. هر جا هم که خوانایی منظور بوده از آن استفاده نکرده‌اند، معمولا مثلا یا سنگ را کنده‌اند یا روی گچ یا با کاشیکاری نوشته‌اند و از خطوط خواناتری مثل نسخ و ثلث و نستعلیق استفاده کرده‌اند.

من روی این موضوع هم بحثی نداشتم که این خط را آجر تحمیل کرده یا خط این مهم نیست من گفتم ما یک خط کهن داریم به نام کوفی بنایی این را که قبول دارید بعد با ذکر دلایلم خواستم بگم در قلم یکان بین این دوتا پیوند ایجاد شده یعنی همان محدودیت آجر و تولد این خط به کمک ما میاد که برای پرینترهای لیزری آن موقع که محدودیت های افقی و عمودی داشتند و دقتشان مثل امروز نبود یک فونت ساده درست کنیم.که اتفاقا هنوز زیباست.


[نمایش]
متاسفانه ما اینقدر مسحور خطاطی شده‌ایم که به آن احساسی نگاه میکنیم. سابقه و پیشینهٔ آکادمیک هم در این زمینه به آن صورت نداریم. خطاطانمان را با طراحان خط اشتباه گرفته‌ایم و راستش در این میدان خیلی عقبیم. حقمان همین است که تاهوما را به آنجایمان فرو کنند!

شما چرا با تاهوما مشکل دارید چرا؟ چون زیبا نیست پس زیبایی برای شما هم مهم است مطمئن باشید اگر روزی چیزی قرار باشد جای تاهوما را بگیرد با هر طرح و برنامه و پروژه ای که دنبال شود بانیان آن باید به خوبی با خطاطی و تاریخ خط آشنا باشند و چه بهتر که خطاط باشند برعکس شما و بسیاری از دیگر دوستان من خطاطی و طراحی حروف را مثل لازم و ملزوم می دانم (مسعود سپهر: استاد طراحی حروف من آقای فردریک لمبرت بود که تایپ های بسیار مهمی را در دنیا به زبان های مختلف طراحی کرده بود، به من نوشتن خط نستعلیق را یاد داد، قلم خوشنویسی هم که نداشت دو تا مداد را در دست می گرفت، "م"، "الف"، "ط" و "ه" می نوشت.) حالا دیگه خودتون قضاوت کنید که چرا طراح حروف نامداری مثل لمبرت به این نتیجه رسیده که باید خطاط باشه و حتی نستعلیق نوشتن را هم بلد باشه.در حالی که نه زبان مادری اش نه خودش یک خطاط......
آخرین ویرایش توسط Nyaiesh on 20 ژوئیه 2010, 18:05, ویرایش شده در 10.
خدایا کیهان و زمین و نوترون در طواف و ما در خواب
نماد کاربر
Nyaiesh
 
پست‌ها : 340
تاریخ عضویت: 09 نوامبر 2009, 15:38

Re: خطاطی و قلم‌سازی

پستتوسط Behnam » 20 ژوئیه 2010, 03:13

بحث این تاپیک بر محور کار توماس میلو و موتور متنی و نرم‌افزار خوش نویسی کامپیوتری شروع شد. احتمالاً بر همان محور هم باید بماند. صحبت بر سر این است که با این تکنولوژی، هرکس هرجور بخواهد می‌تواند برقصد! صحنهٔ رقص برای همه جا دارد!
نماد کاربر
Behnam
 
پست‌ها : 3529
تاریخ عضویت: 27 مه 2004, 04:44
محل سکونت: کانادا

نستعلیق

پستتوسط Nyaiesh » 24 ژوئیه 2010, 21:43

سلام
یک خبر خوب:به زودي ورژن جديد قلم ایران نستعلیق همراه با چهار حالت کشيدگي و اعراب کامل براي دانلود قرار خواهد گرفت این خبر و تصویر را آقای حسین زاهدی برای من ارسال کردند امیدوارم در کارشان موفق باشند http://www.parsfont.com/About%20me-Fa.htm
پیوست‌ها
1.jpg
خدایا کیهان و زمین و نوترون در طواف و ما در خواب
نماد کاربر
Nyaiesh
 
پست‌ها : 340
تاریخ عضویت: 09 نوامبر 2009, 15:38

Re: خطاطی و قلم‌سازی

پستتوسط سورنا » 24 ژوئیه 2010, 23:13

m]reza نوشته است:[نمایش]
(این که چگونه فرهنگ ملتی تا این حد به این سوی ناروشنی و ابهام رفته است که حتی از نقطه گذاری کلمات در متن یک نامه ی کاری یا شخصی ابا دارد هنوز برای من قابل درک نیست.)این ها برای من همین مفهوم بی اعتنایی را داشت شما جور دیگری فهمیدید ؟


این بی اعتنایی است؟ این اتفاقا اعتنا کردن به مشکلی فرهنگی است که در طراحی خط خود را نشان می دهد. در خیلی پدیده های فرهنگی دیگر هم همین طور.

m]reza نوشته است:[نمایش]
فرقی هم نمی کند که موردش به بیست سی سال پیش و زحمات افرادی مثل حسن فیروزخانی یا دیگرانی که در این عرصه زحمت کشیده اند باشد یا دویست سال پیش که دوران اوج خوشنویسی ما در زمان قاجار بوده به عنوان دوره ای تاریک و مبهم در خط نمایانده شود یا...همه گذشته ماست که در ابتدا انکار شد.

تکرار می کنم: طراحی حروف و خوشنویسی با هم فرق دارند. دورانی درخشان در خوشنویسی می تواند دورانی تاریک در زمینه ی طراحی حروف باشد. این دو با هم متفاوتند. سنت خوشنویسی یک کشور می تواند الهام بخش طراحی حروف باشد می تواند هم نباشد. در مورد حروف نسخ چاپی چنین الهامی به وضوح مشهود است. فکر نمی کنم کسی اینجا باشد که با الهام از سنت خوشنویسی مخالفت داشته باشد. اما در بسیاری موارد هم چنین چیزی انجام نشده و آن هم الزاما بد نیست. در طراحی بسیاری از قلم ها طراح از سنتی دیگر الهام گرفته. مثل قلم یکان یا قلمی که برای بی بی سی فارسی ساخته شده است. (بگذارید بحث یکان را اینجا ببندیم و قبول کنیم که من و شما در این مورد تفاوق نظر نداریم، چون در نهایت گفتگوی ما اینجا در مورد چیز دیگری است.)

چیزی که مقصود نظر من بود این بود که حدود چهارصد سال گذشت تا چاپ سربی با حروف جا به جا شو (Movable Type) به ایران رسید. چرا؟ ملت هایی (منظورم ملل خاورمیانه است) با این سابقه ی درخشان در خوشنویسی چرا در زمینه ی طراحی حروف جدید برای نیازی جدید (ماشین چاپ و کامپیوتر) تا این حد حالت رکود داشته اند و دارند، و چرا چهارصد سال در مقابل پذیرفتن مکانیسم جدید انتشار کتاب و نشریات پایداری کردند؟ در ادمه ی این روند نزدیک به صد سال و اندی است که به استفاده از ماشین چاپ و کامپیوتر مشغولیم. اندک بودن شمار قلم های چاپی فارسی و عربی را برای این دستگاه ها چگونه می توان توضیح داد؟

حرف من این بود. امیدوارم این بار مقصودم را روشن تر بیان کرده باشم و آن چه نوشتم شما را به قلم فرسایی بی نتیجه در اثبات زیبایی خط فارسی در دوران قاجار نکشاند چرا که من در این مورد با شما هم عقیده ام و از زیبایی کار خطاطان دوران قاجار لذت می برم.
Mac Pro - Using OS X (10.5.5) - Processor 2 x 2.66 GHz Dual-Core Intel Xenon
Memory 2 GB 667 MHz

http://sourena.net/fa/
نماد کاربر
سورنا
 
پست‌ها : 118
تاریخ عضویت: 23 نوامبر 2006, 06:27
محل سکونت: ایالات متحده

Re: خطاطی و قلم‌سازی

پستتوسط Nyaiesh » 24 ژوئیه 2010, 23:34

منظورم از بی اعتنایی این نبود وقتی شما وارد این بحث می شوید و با ما گفتگو می کنید مسلم است که خط فارسی برایتان مهم است منظورم نداشتن اطلاعات کافی است:
البته شما وقتی عکس آن دست خط را گذاشتید منظورتان حروف سربی نبود چون خودتان صریحا گفتید:
[نمایش]
(این که چگونه فرهنگ ملتی تا این حد به این سوی ناروشنی و ابهام رفته است که حتی از نقطه گذاری کلمات در متن یک نامه ی کاری یا شخصی ابا دارد هنوز برای من قابل درک نیست.)
پس حوزه چاپ مد نظرتان نبود من هم با مثال خوشنویسی در دوره قاجار خواستم بگویم حرفتان درست نیست
یا وقتی می فرمایید:
[نمایش]
اصلا هیچ سندی از دوران قاجار ندیده ام که به خط شکسته نوشته نشده باشد، از نامه ی معمولی گرفته تا عقد نامه و سند زمین.
خوب من هم دو عکس کاملا واضح و با نقطه گذاشتم که یکی از آن ها به خط نسخ بود نه شکسته هر دو هم به دوره قاجار می رسیدند.من که جرات ندارم این طور با قطع حرف بزنم چون اسناد دوره قاجار بسیار زیادند و هنوز موجودند و در نقاط گوناگونی از ایران پراکنده اند.
یا در مورد کوفی بنایی یک نمونه ضعیف را آوردید در حالی که نمونه های واضح تری هم وجود داشت:
http://www.eteghadat.com/forum/forum-f106/14-t7522.html
http://baharartin.persianblog.ir/post/8/
در ابتدای بحث هم فرمودید:
[نمایش]
هر چه هم هست ساخت اروپایی است، از نازنین گرفته تا میترا و یاقوت.
(که نازنین کار آقای حسین حقیقی است.)
منظورم از بی اعتنایی این بود
در مورد کم کاری من اولین نفری بودم که در این بحث این حرف را گفتم یادتان که نرفته است:امیدوارم اگر مشکلاتی دارد به زودی در نسخه های بعدی حل شود خط نستعلیق که ظاهرا در همان ویرایش اول با اشکالاتش ماند و به روز نشد...
اما حرف شما از اول کم کاری نبود :
[نمایش]
چه حرکت خوبی انجام شده؟

در ابتدای بحث هم فرمودید:
[نمایش]
هر چه هم هست ساخت اروپایی است، از نازنین گرفته تا میترا و یاقوت.

حالا خوشحالم که این لحن تیره و یک طرفه اولیه به اندک بودن تغییر داده شد:
اندک بودن شمار قلم های چاپی فارسی و عربی را برای این دستگاه ها چگونه می توان توضیح داد؟
[نمایش]
حدود چهارصد سال گذشت تا چاپ سربی با حروف جا به جا شو (Movable Type) به ایران رسید. چرا؟ ملت هایی (منظورم ملل خاورمیانه است) با این سابقه ی درخشان در خوشنویسی چرا در زمینه ی طراحی حروف جدید برای نیازی جدید (ماشین چاپ و کامپیوتر) تا این حد حالت رکود داشته اند و دارند، و

برای اطلاع شما باید بگویم که ما اگر فقط هشتاد یا نود سال است حروفچینی می کنیم، به این دلیل بوده که تایپ فیس فارسی نداشتیم و حال آنکه سیصد سال است که با چاپ سنگی کار می کنیم یعنی تمام کتاب ها و نشریه های ما با این روش به چاپ رسیده اند، و دلیل آن نداشتن تایپ فارسی بوده است؛ در حالی که از همان سه قرن پیش ارامنه در اصفهان حروفچینی می کردند و تایپ فیس به خط خود داشتند، چون زحمت کشیدند، پنجاه سال جستجو کردند تا خط و حروفچینی را وارد ایران کنند، ولی منحصرن برای خط ارمنی این کار انجام شد. به این ترتیب شاید ما یکی از قدیمی ترین کشور های جهان هستیم که درکشورمان حروفچینی داشتیم، در جلفای اصفهان و به دست ارامنه ایران؛ وهمزمان از این لحاظ یکی از عقب مانده ترین کشورهای جهان نیز هستیم چون کمتر از هشتاد سال است که حروفچینی داریم (مسعود سپهر)این مطلب از آن چه شما گفتید بسیار پخته تر است چون با معلومات کافی بیان شده است آن قدر رساست که حیفم می آید چیزی به آن اضافه کنم البته من تمام آن را قبول نمی کنم و در پایین علت آن را توضیح خواهم داد.
بر اساس‌ مدارک‌ موجود، نخستین‌ کتابی‌ که‌ در خود ایران‌ چاپ‌ شده‌، زبور داوود یا ساغموس‌ است‌ که‌ در 1638 به‌ زبان‌ و خط‌ ارمنی‌ در 572 صفحه‌ در جلفای‌ اصفهان‌ و به‌ دست‌ کشیشان‌ ارمنی‌ به‌ چاپ‌ رسیده‌ است.

اینکه‌ ارمنیان‌، پیش‌ از دیگر گروه‌های‌ قومی‌ ـ زبانی‌ ساکن‌ ایران‌ توانسته‌اند در ایران‌ چاپخانه‌ای‌ از آن‌ خود تأسیس‌ کنند و آزادانه‌ به‌ چاپ‌ و نشر منابع‌ مسیحی‌ بپردازند و در میان‌ اقوام‌ جهان‌ مقام‌ پانزدهم‌ را از حیث‌ قدمت‌ چاپ‌ احراز کنند، دلایل‌ بسیاری‌ دارد که‌ مهم‌ترین‌ آن‌، محیط‌ آزاد و تشویق‌آمیزی‌ بود که‌ به‌ویژه‌ شاه‌ عباس‌ اول‌ صفوی‌ و فرمانروایان‌ دیگر این‌ سلسله‌ برای‌ آنها ایجاد کرده‌ بودند.

ارمنیان‌ حدود 30 سال‌ پس‌ از کوچ‌ به‌ جلفای‌ اصفهان‌، بصمه‌خانه‌ای‌ در این‌ شهر دایر و چاپ‌ کتاب‌ را آغاز کردند. براساس‌ اشاره‌های‌ سیاحان‌ خارجی‌، به‌ویژه‌ شاردن‌، شماری‌ از ایرانیان‌ در عصر صفویه‌ از کار چاپ‌ و چاپخانه‌ آگاهی‌ داشته‌ و به‌ ورود آن‌ به‌ ایران‌ شایق‌ بوده‌اند.

جان‌ پینکرتون‌ و جونس‌ هنوی‌، که‌ در عصر نادرشاه‌ افشار به‌ ایران‌ سفر کرده‌اند، از جزوه‌هایی‌ صحبت‌ به‌ میان‌ آورده‌اند که‌ به‌ زبان‌ لاتینی‌ و عربی‌ چاپ‌ و منتشر می‌شده‌ است.‌(همشهری)
اما این که در مورد خط ارمنی چرا این اتفاق افتاد و ما درست شش سال بعد از دنیا حرفچینی را در ایران داشتیم بگمانم به علت شباهت های ذاتی بین این خط و خط لاتین است که مثل آن از چپ به راست نوشته می شود و حروف ترکیب ثابتی دارند زیر و زبر و خط و نقطه ندارند و....
[نمایش]
چرا چهارصد سال در مقابل پذیرفتن مکانیسم جدید انتشار کتاب و نشریات پایداری کردند؟

برای این حرف هم میتوان به جای چرا چرا گفتن تحقیقی کرد تا دوباره آن اتفاق نیفتد و فقط راوی نبود من که این دو علت را یافتم:
دکتر فهیمه باب الحوائج در کتاب «آشنایی با مبانی چاپ و نشر» خود می‌نویسد :دومین مطبعه که به ایران وارد شد مطبعه سنگی است که آن نیز در تبریز دایر شده‌است . جای تعجب است که مطبعه نخستین پس از کار کردن دیگر معمول نشد و مطبعه سنگی جای آن را گرفت.
شاید علت جایگزینی مطبعه سنگی به وجای مطبعه سربی این باشد که افرادی مطبعه سربی و حروف آن را با نظر بدبینی نگاه می‌کردند و علامت کفر می‌دانستندویا چون حروف ما فارسی بود با حروف سربی در آن زمان نمی‌توانستیم تنوع در خطوط داشته باشیم در صورتی که در مطبعه سنگی از خوشنویسان کمک گرفته می‌شد......(به نقل از ویکیپدیا ،جهت اختصار تمام مطلب را نیاوردم.)
اما دلیل دوم :مردم ایران علاقه زیادی به زیبا نویسی داشتند در گذشته داشتن کتاب هایی با خط نیریزی یا دیگر خطاطان معروف یک رویا بود و فقط به دربار پادشاهان اختصاص داشت. امابا ظهور چاپ به واقعیت تبدیل شد ( در چاپ سنگی نقاشان و خطاطان و خوشنویسان می‌توانند با مرکب، هنر خود را در سرلوح، ترنج اندازی آغاز و انجام کتاب، و همچنین در تصاویر، به حد اعلای نفاست و زیبایی برسانند.کتاب‌های چاپ سنگی با نسخه‌های خطی مشابهت‌هایی دارند که از جمله می‌توان به تذهیب، تشعیر، جلدبندی نفیس، صفحه‌بندی، جدول‌بندی، صفحة عنوان، کاتب و تاریخ کتابت اشاره کرد.به نقل از ویکیپدیا)اگر می خواستند از دستخط یک خوشنویس شهیر قلمی بسازند اصلا ممکن نبود چون حروف سربی که برای حروف چینی استفاده می شوند باید محدود باشند (الان فونت نیریزی در حدود۱۶۰۰ کاراکتر دارد چیزی که اصلا در حروف سربی قابل انجام نیست مسایلی مثل اعراب هوشمند و …. را که بی خیال ). اگر هم این کار با هر هزینه ای شدنی بود آن را انجام می دادند چون فروش بالای کتاب هایی مثل قرآن آن را به خوبی جبران می کرد.پس چاپ سنگی بسیار مورد پسند قرار گرفت چون نتیجه زیباتری داشت و به حقیقت نزدیک بود حتی باید بگم امروز هم با وجود این همه قلم و برنامه و… هنوز جای خودش را داره منتها از افست استفاده می کنند تا اون کتابها را مانند گذشته چاپ کنند.حالا هم میلو و قبل از آن خالقان نرم افزارهایی مثل کلک و چلیپا به این نتیجه رسیدند و فهمیدند که این مقاومت (به قول شما) همه اش بی دلیل نبوده بلکه به خاطر ترکیب خاص زبان فارسی و عربی است و علاقه ای که ایرانیان همیشه به زیبانویسی داشته اند و اون نرم افزارهای خطاطی یا موتور متنی که بهنام گفتند را ساخته اند.و گرنه با آن روش حروف چینی سربی(قبل از رایانه )یا طراحی فونت (امروز)که از آغاز بر قامت حروف غربی دوخته شده بودند چیزی زیباتر از همان قلم های شبه نسخ نخواهیم داشت.این جاست که به خوبی همه آنچه از اولین نوشته ام در این رسته تلاش داشتم بگم از پیوند خوشنویسی ما با زبان و خط فارسی و عربی در کامپیوتر و حروف چینی و در نتیجه نیاز به افراد کاربلد برای آفرینش آن در حوزه چاپ یا رایانه معلوم می شود.با این اندیشه یک طراح خط بهتر است خطاط باشد یا به خوبی با خط آشنا باشد با این تفکر دست خط افرادی مثل میرعماد بخشی از تایپوگرافی ماست اگرچه این نام رویش نباشد و ما در این زمینه حتی از غربی ها جلوتریم.با این اندیشه آن ۳۰۰سال دوران افول نیست بلکه پایداری طبیعی در برابر سامانه ای است که می خواسته خط شما را در قالب چند کلیشه سربی بریزد.....
(در صورت ارجاع لطفا منابع را نام ببرید.)
آخرین ویرایش توسط Nyaiesh on 27 ژوئیه 2010, 15:10, ویرایش شده در 15.
خدایا کیهان و زمین و نوترون در طواف و ما در خواب
نماد کاربر
Nyaiesh
 
پست‌ها : 340
تاریخ عضویت: 09 نوامبر 2009, 15:38

Re: خطاطی و قلم‌سازی

پستتوسط سورنا » 25 ژوئیه 2010, 00:12

1. بله، وقتی عکس آن دست خط را گذاشتم منظورم حروف سربی نبود بلکه به مشکلی فرهنگی اشاره می کردم که مشکل طراحی خط هم از آن ناشی می شود. اشاره ام به تمایل به ناروشنی و ابهام است که هم در زیانمان دیده می شود، هم در تعارفاتمان، هم در خط مان. این ناروشنی در شعر و خوشنویسی زیباست ولی به کار زندگی هر روزه نمی آید.

۲. شما مثل این که مطالب را آن جور که می خواهید می فهمید. کمی دقت هم بد نیست. من گفتم من «هیچ سندی از دوران قاجار ندیده ام» نگفتم چنین اسنادی وجود ندارند. به هر حال خیلی ممنون که نمونه ای از اسناد نوشته شده به خطی غیر از شکسته را هم گذاشتید و ما دیدیم ولی این در بنیان آن چه من می گویم نغییری ایجاد نمی کند. اکثریت اسناد دوران قاجار به خط شکسته اند و این برای من سوال آفرین است که چگونه خطی به این ناخوانایی برای کتابت اسنادی ایتفاده شده که اتفاقا باید بسیار خوانا و روشن نوشته شده باشند.

۳. قلم نازنین در سال ۱۹۷۸ توسط آقای حقیقی برای شرکت لینوتایپ طراحی شد نه برای شرکتی ایرانی. این را که من همان اول گفتم. سوال من این است که چگونه است که لینوتایپ به چنین فعالیت هایی می پردازد ولی چنین حرکتی در داخل کشور یا انجام نمی گیرد و یا اگر هم انجام شود نیمه کاره می ماند. تلاش هایی همچون یکان و ترافیک بیشتر استثنا هستند نه قاعده. هنوز هم که هنوز است قلمی همچون نازنین که برای استفاده ی هرروزه ی شرکت های انتشاراتی شاخته شده در داخل کشور تولید نشده است.
Mac Pro - Using OS X (10.5.5) - Processor 2 x 2.66 GHz Dual-Core Intel Xenon
Memory 2 GB 667 MHz

http://sourena.net/fa/
نماد کاربر
سورنا
 
پست‌ها : 118
تاریخ عضویت: 23 نوامبر 2006, 06:27
محل سکونت: ایالات متحده

Re: خطاطی و قلم‌سازی

پستتوسط Nyaiesh » 25 ژوئیه 2010, 00:17

باز هم می گویید اکثر یعنی نتیجه کلی ببخشید شما اکثر اسناد قاجار را کجا دیده اید؟ که قضاوت می کنید؟
بله شما درست می گید آقای موسیو حسین حقیقی خارجی هستند.
کمی انصاف داشته باشید.والبته مطالعه در زمینه ای که می خواهید در موردش بحث کنید.
خدایا کیهان و زمین و نوترون در طواف و ما در خواب
نماد کاربر
Nyaiesh
 
پست‌ها : 340
تاریخ عضویت: 09 نوامبر 2009, 15:38

Re: خطاطی و قلم‌سازی

پستتوسط سورنا » 25 ژوئیه 2010, 00:49

وقتی می گویم «چه حرکت خوبی انجام شده؟» به این نکته اشاره می کنم که طراحی دو سه قلم در عرض صد سال آن هم توسط ملتی با تاریخی چنین طولانی در خوشنویسی جای سوال دارد. این ها که حرکت نیست. جرقه هایی در تاریکی است.

در ابتدای بحث هم وقتی «فرمودم» «هر چه هم هست ساخت اروپایی است، از نازنین گرفته تا میترا و یاقوت» بسیار درست فرمودم. برای اطلاع بیشتر در مورد این قلم ها به صفحات زیر مراجعه کنید:
نازنین (طراحی توسط حقیقی برای لینوتایپ):
‏http://www.linotype.com/1263/nazanin-family.html#
میترا (طراحی توسط تیم هالووی برای لینوتایپ):
‏http://www.linotype.com/111087/mitra-family.html#
یاقوت (طراحی توسط نهیب جارودی برای لینوتایپ):
‏http://www.linotype.com/1618/yakout-family.html#

دو نکته ی پایانی: نکند واقعا می خواهید بگویید که بیشتر اسناد دوران قاجار (نامه ها، عقدنامه ها، اسناد مالکیت، و غیره) به خط شکسته نیستند؟ در آن صورت واقعا جوابی برای شما ندارم و به نظرم ادامه ی این گفتگو در این مورد بی نتیجه است.

طراحی قلم آقای موسیو حسین حقیقی نتیجه ی فعالیت خارجی است نه ایرانی. اعتبارش به حساب ایرانیان نوشته نمی شود. نازنین قلمی است که به سفارش لینوتایپ در آلمان ساخته شده. اعتبارش هم می رود به پای لینوتایپ. اعتبار طراحی اولین حروف چاپی فارسی و عربی نیز که در قرن شانزدهم در رم انجام شد می رود به حساب واتیکان نه به حساب ایرانیان حتی اگر طراحش ایرانی مهاجری باشد که از وحشتخانه ی مملکتش به دربار واتیکان پناه برده باشد. اعتبار سفینه ی مریخ نشین هم می رود به حساب ایالات متحده نه فلان مهندس و دانشمند ایرانی که در ناسا کار می کند. اعتبار تاج محل هم می رود به پای امپراطوری گورکانی هند نه به پای فلان بنایی که احتمالا از شیراز یا اصفهان به هند رفته بوده. زمانی می توان گفت «حرکت خوبی» دارد انجام می شود که آن حرکت جرقه نباشد بلکه جریانی مستمر باشد و جاری.
Mac Pro - Using OS X (10.5.5) - Processor 2 x 2.66 GHz Dual-Core Intel Xenon
Memory 2 GB 667 MHz

http://sourena.net/fa/
نماد کاربر
سورنا
 
پست‌ها : 118
تاریخ عضویت: 23 نوامبر 2006, 06:27
محل سکونت: ایالات متحده

Re: خطاطی و قلم‌سازی

پستتوسط Nyaiesh » 25 ژوئیه 2010, 01:01

۱.در مورد کم کاری هم که گفتم اولین کسی بودم که مطلب نوشتم.
متاسفانه شما نگاهی کاملا غرب زده به این موضوع دارید نمی دانید چاپ سنگی چه زحمات طاقت فرسایی داشته است از خطاط و طراح گرفته تا کارگرهای متعددی که برای قالب سازی روی سنگ ،چاپ، خشک کردن ،و آماده سازی سنگ های مرمر برای چاپ های بعدی تلاش می کردند.اما ساخت یک فونت ساده سربی در سال ۱۵۷۵توسط اروپایی ها خیلی به چشمتان می آید. و می گویید حیرت آور است با خودتان فکر نمی کنید که اگر واقعا در آن زمان ظرفیتی برای خط فارسی در کلیشه ها وجود داشت پس چرا همان ها را از رم نخریدند؟چاپخانه داران که دستگاه های گران قیمت و سنگین وزن چاپ را از آن ها خریدند چرا کلیشه سفارش ندادند تا کمی از هزینه های انسانی و مالی چاپ سنگی بکاهند؟یا آن ها(ممالک راقیه) برایمان نساختند؟ چون شما حروف چینی را یکی از نمادهای پیشرفت می دانید حالا هم چون ما سیصد سال آن را نداشتیم و به قول شمااز چاپ سنگی عهد بوق استفاده می کردیم پس مملکت عقب افتاده ای هستیم .درست مثل این که یکی بگوید اگر با کارد و چنگال و سرمیز غذا نخوریم عقب افتاده ایم چون خارجی ها این طور غذا می خورند در حالی که ملاک وجود صنعت چاپ در کشور است با هر روشی. http://www.bayaz.irیا حالا که افرادی پیدا شدند و کم و بیش کارهایی انجام دادند باید از طرف شما و افرادی نظیرتان توسری بخورند :یکان پیوند ساختگی با فونت نمیدانم چی چی کا می باشد نازنین محصولی صد در صد خارجی است نستعلیق را هم ول کردند.یا حتی نمی گذارید خبر خوبی مثل آمدن نسخه جدید نستعلیق ذهن ما را شاد کند فورا بحث قبلی را پیش می کشید و آن خبر را کمرنگ می کنید راستش من باور نمی کنم شما دلسوز واقعی این فرهنگ و زبان باشید.لااقل می شد یک اسمی از این هنرمندان ببرید تشکری چیزی...
۲.ساخت با سفارش فرق دارد من این قلم را یک قلم ایرانی می دانم.همین الان هم در تمام سایت های معتبر عرضه قلم نام ایشان به عنوان طراح آمده(Designer: Mr. Haghighi, 1978)وسفارش هر شرکت حقیقت را عوض نمی کند این بحث سیاسی است درست مثل افتخاری که یک بازیکن با ملیت دوم برای کشورش به ارمغان بیاورد من برعکس شما این را افتخاری مضاعف می دانم که یک شرکت بین المللی در این زمینه به یک طراح ایرانی سفارش کار دهد.
ضمنا این که اعتبار هر کاری به حساب که برود به غیرت افراد هم بستگی دارد از ناسا صحبت کردید یادم نمی رود که وقتی فیلم درون یک شاتل توسط اچ دی تی وی ضبط می شد و سرنشینانی از آلمان آمریکا و ژاپن داشت سرنشین ژاپنی پرچمی بزرگ از کشورش پشت سرش آویخته بود تا نشان دهد اگرچه الان عضوی از ناسا حساب می شود و با شاتلی آمریکایی به فضا رفته اما به کشورش می بالد.
الان هم هرکس از آندره آغاسی ایرانی(قهرمان تنیس) و پدرش در مورد ملیت ایرانیشان بپرسند پاسخی سخیف می گیرند.
تاج محل هم برای کسی که فقط اسمش را بداند و با یک پاسپورت بخواهد به هند برود یا بخواهد بگوید که اسمش را بلد است و بادی به غبغب بیندازد که معلوماتش خوب است یک بنای هندی است و برای آن کس که اندکی با فرهنگ و تمدن و معماری آیران آشنا باشد بنایی ایرانی و نماد معماری ماست هنوز هم در منابع مختلف آمده است که برای ساخت آن افراد زیادی از کشور ایران به هند رفتند.و بر عکس گفته شما بودن آن در هند بر افتخارات ما می افزاید چون نشانه گستردگی قلمرو فرهنگی و تاثیرآن بر سایر ملل در در آن زمان است.
آخرین ویرایش توسط Nyaiesh on 30 ژوئیه 2010, 14:42, ویرایش شده در 10.
خدایا کیهان و زمین و نوترون در طواف و ما در خواب
نماد کاربر
Nyaiesh
 
پست‌ها : 340
تاریخ عضویت: 09 نوامبر 2009, 15:38

Re: خطاطی و قلم‌سازی

پستتوسط سورنا » 25 ژوئیه 2010, 01:21

ابن بحث با شما به جایی نخواهد رسید. شوونیسم ملی شما جایی برای بحث منطقی نگذاشته است. پاسخی به شما ندارم.
Mac Pro - Using OS X (10.5.5) - Processor 2 x 2.66 GHz Dual-Core Intel Xenon
Memory 2 GB 667 MHz

http://sourena.net/fa/
نماد کاربر
سورنا
 
پست‌ها : 118
تاریخ عضویت: 23 نوامبر 2006, 06:27
محل سکونت: ایالات متحده

Re: خطاطی و قلم‌سازی

پستتوسط Nyaiesh » 25 ژوئیه 2010, 01:30

استحاله فرهنگی شما هم جایی برای بحث منطقی نگذاشته است. پاسخی به شما ندارم.
خدایا کیهان و زمین و نوترون در طواف و ما در خواب
نماد کاربر
Nyaiesh
 
پست‌ها : 340
تاریخ عضویت: 09 نوامبر 2009, 15:38

Re: خطاطی و قلم‌سازی

پستتوسط Behnam » 25 ژوئیه 2010, 01:46

بحث فرهنگی، البته جدا از مقولهٔ مورد بحث نیست. ولی دامنهٔ آن چنان گسترده است که شاید مقولهٔ مورد بحث را در خود غرق کند. کافیست به چاه کن و «تکنولوژی» چاه کنی او نگاه کنید که در طول قرون چه تکاملی داشته است. صنعت چاپ که جای خود دارد. تأثیرات جانبی هر تصمیم عملی را هم نباید از دیده دور داشت. حال چه این تصمیم عملی از سوی خود ما باشد و یا از سوی شرکت مایکروسافت که تاهوما را -ناخواسته- در فلان ما فرو کرده باشد. صحبت چاه شد، از اقوام کسی را می‌شناسم که خواست از برنامه‌های انقلاب سفید بهره برد. پول قرض کرد، تراکتور قرض کرد، ابزار مدرن قرض کرد و هکتارها زمین خشک و بی محصول را به یک مزرعهٔ کشت صنعتی مدرن بدل کرد. چاه‌های عمیقی که او حفر نمود از سوی دیگر، قنات‌های دهات مجاور را کم آب و بی آب کرد و یک روش زیست هزار ساله را از هم پاشید... بدون آن که برای آدم‌هایی که به آن زندگی سنتی دیرینه عادت داشته‌اند، چاره‌ای جوییده باشد.
... و به این ترتیب پس از انقلاب سفید، انقلاب دیگری فرا رسید!
در مورد خاص فقدان تیپوگرافی در ایران و عدم رشد صنعت چاپی مناسب با این سیستم نگارش، از کجا می‌دانیم که «ملا بنویس» تنها از صنف و حرفهٔ خودش حراست نمی‌کرده است؟ مگر کسی رمز و راز تکنولوژی «منار جنبان» را برای کس دیگری به ارث گذاشت که این دومین باشد؟!
در مورد سیستم نگارش فارسی، اولین چیزی که باید اصلاح شود روش نگاه ما به این سیستم است. ما نباید از دریچهٔ دیدگاه غربیان به سیستم نگارش فارسی نگاه کنیم. آن دریچه همان صنعت چاپ و همان تاهوما را به ما تحویل می‌دهد و نه بیشتر. باید به این نکته توجه داشت که یک متن لاتین (رومَن) مجموعه‌ای از حروف است. یک متن فارسی مجموعه‌ای از واژگان. تکنولوژی چاپ و کامپیوتر بر این اساس بنیان گذاشته شده است که به متن به صورت مجموعه‌ای از حروف نگاه کند. در برخوردش به متن فارسی و عربی نیز راه حل‌هایی بر مبنای همین دیدگاه یافته است. حالا ما خودمان داریم به خط خودمان از دریچهٔ دیدگاه همان غربیان و بر مبنای «مجموعه‌ای از حروف» نگاه می‌کنیم.
ما در خطمان چیزی به نام «لیگاتور» نداریم. این صنعت چاپ بود که چون نمی‌توانست واژه را در کلیت خود نقش کند، آن را به «اجزاء» تقسیم کرد و بر مبنای همان دیدگاه خود که خط را مجموعه‌ای از حروف می‌دانست، زیرمجموعه‌هایی پدید آورد به نام «لیگاتور» تا بتواند خط را به عنوان مجموعه‌ای از حروف -و لیگاتورها- تعریف کند. من هنوز هم که هنوز است در سایت هایی که در مورد خط گفتگو می‌شود عرب‌هایی را می‌بینم -و گاه ایرانی- که در مورد این یا آن لیگاتور که در یونیکد از قلم افتاده است بحث می‌کنند در حالی که خود یونیکد هم بخش مربوط به لیگاتورها را سالهاست که بوسیده و کنار گذاشته است. این یعنی نگاه کردن به خط خود از چشم دیگری.
ابتکار تام میلو در این است که موتور متنی را توسعه داده است که از منطق نگارش فارسی تبعیت می‌کند. یعنی همانطور که ما روی کاغذ ابتدا طرح اصلی واژه را رسم می‌کنیم و سپس نقطه گذاری و علامت گذاری می‌کنیم، این موتور هم همین کار را می‌کند. به عبارت روشن‌تر، برای اولین بار در کامپیوتر، خط فارسی به صورت مجموعه‌ای از واژگان تعبیر شده است و از رفتار طبیعی آن تبعیت می‌کند. این کار قلم سازی را، چه به صورت نسخ یا نستعلیق یا شکسته، و یا به هر سبک دیگری که هنوز نامی بر خود نگرفته‌اند، بسیار ساده می‌کند. کلاً متن فارسی در دنیای دیجیتال آینده‌ای ندارد مگر اینکه آنگونه که هست، یعنی به صورت مجموعه‌ای از واژگان تعبیر شده باشد. حالا خط و خطاطی به کنار، فرض بگیرید که بخواهید نرم‌افزاری توسعه دهید که خط دست نوشتهٔ شما را بر صفحهٔ حساس ابزار دیجیتالی کنونی بخواند و به متن کُد شدهٔ یونیکدی تبدیل کند. چنین چیزی تنها با در نظر گرفتن متن به صورت مجموعه‌ای از واژگان ممکن است... مگر اینکه همگی دستخط نسخ ساده داشته باشیم!
نماد کاربر
Behnam
 
پست‌ها : 3529
تاریخ عضویت: 27 مه 2004, 04:44
محل سکونت: کانادا

Re: خطاطی و قلم‌سازی

پستتوسط سورنا » 25 ژوئیه 2010, 05:46

بهنام،
یک سوال فنی: آیا می توان قلمی مثل نستعلیق، نیریزی، و امثال آن را در FontLab باز کرد، آن را کامل کرد، و به کمک پلاگین موتور متن ACE به فورمتی در آورد که قابل استفاده در تصمیم باشد؟
Mac Pro - Using OS X (10.5.5) - Processor 2 x 2.66 GHz Dual-Core Intel Xenon
Memory 2 GB 667 MHz

http://sourena.net/fa/
نماد کاربر
سورنا
 
پست‌ها : 118
تاریخ عضویت: 23 نوامبر 2006, 06:27
محل سکونت: ایالات متحده

Re: خطاطی و قلم‌سازی

پستتوسط Behnam » 25 ژوئیه 2010, 06:24

ابتدا باید بگویم که من با آن پلاگین کار نکرده‌ام. آمدن آن با ترک قلمسازی من تقریباً همزمان شد. برداشت من این است که نمی‌شود. چون میان روشی که در OpenType برای وارد کردن دستورهای جایگزینی گلیف‌ها وجود دارد با روشی که در ACE وجود دارد یک رابطهٔ ارگانیک وجود ندارد. در واقع موتور ACE یک مجموعه از کارهایی را که برای خطی مثل نستعلیق لاجرم باید در سطح فونت برایش دستورالعمل نوشت را بطور خودکار انجام می‌دهد و نیازی به نوشتن دستورالعمل در قلم نیست. اینکه این دستورالعمل‌ها در ACE چگونه نظم یافته‌اند را نمی‌دانم ولی تقریباً صد در صد مطمئنم هیچ رابطهٔ ارگانیک با روش معمول در OpenType ندارند. راستی بد نیست اشاره شود که طراح اصلی OpenType هم خود تام میلو بود که گویا از روشی که مایکروسافت آنرا به کار گرفته است دل خوشی ندارد.
نکتهٔ دیگر این است که برای ساختن یک نستعلیق به اینهمه گلیف نیاز نیست. تو یک گلیف می‌سازی برای «س» و یک گلیف هم می‌سازی برای سه تا نقطهٔ سربالا. این دو با هم «ش» می‌دهند و در ضمن همان گلیف نقطه‌ها در کنار گلیف «ر» به تو «ژ» می‌دهد... و الیٰ آخر. تنها در صورتی تو به گلیف اضافه نیاز داری که بخواهی سه نقطهٔ بزرگتر یا کوچکتر داشته باشی. یا «س» به اشکال مختلف. اینها در مرحلهٔ بعدی قلمسازی قرار می‌گیرند که شاید به چیزی چون تصمیم نیاز داشته باشند. آن عکس «چو ایران نباشد تن من مباد» از عهدهٔ نطفهٔ موتور متن ACE ساخته است و یک مرورگر هم می‌تواند از آن استفاده کند و قلمی که چنین نستعلیقی بدهد خیلی خیلی کم حجم است به علاوهٔ اینکه می‌تواند تمام زبان‌های این سیستم نگارش را تحت پوشش قرار دهد.
کلاً من به ACE به عنوان یک تکنولوژی در دسترس عمومی نگاه می‌کنم. در وضعیت فعلی چندان نیازی به تبدیل قلم‌ها برای استفاده در تصمیم نمی‌بینم. ضمن اینکه به گمانم نستعلیق خود تام میلو برای تصمیم تکمیل شده است.
نماد کاربر
Behnam
 
پست‌ها : 3529
تاریخ عضویت: 27 مه 2004, 04:44
محل سکونت: کانادا

قبلیبعدی


بازگشت به خط، زبان و قلم‌سازی


کاربران حاضر در این انجمن: بدون کاربران آنلاین و 2 مهمان