انجمن ویکی قلم‌های فارسی
ورود / عضویت

خواندن نوشته‌های خوشنویسی

بحث پیرامون مسائل مربوط به قلم‌سازی، حروف‌چینی و بومی‌سازی

پاسخ: خواندن نوشته‌های خوشنویسی

پستتوسط Ilia » 15 نوامبر 2015, 17:34

تصویر
شهاب الملک،
شماها همیشه در جرگهٔ قشونی و سرکردگی نوکری برای ما کرده‌اید باز هم باید بکنید.
نایب السلطنه همچه آدمی نیست که بفکر (؟) نباشد و بیجهت بشماها معترض شود.
ما سفارشی منضبط میکنیم که شما را در کمال حسن حفظ و بکفاف (؟) نماید.
آسوده باشید.


مرسی ارژنگ!

در خواندن این نوشته خیلی کمک کردی. آن «باز هم باید بکنید» که اول خوانده بودی، خیلی راهگشا بود.

فکر کنم که آن کلمهٔ کذایی دیگر «منضبط» بوده باشد. الان مثل ارشمیدس باید از حمام بیرون بپرم و یافتم، یافتم کنم! :-)
نماد کاربر
Ilia
Site Admin
 
پست‌ها : 5662
تاریخ عضویت: 25 سپتامبر 2006, 01:01
محل سکونت: کانادا

پاسخ: خواندن نوشته‌های خوشنویسی

پستتوسط Arzhang » 16 نوامبر 2015, 02:12

ایلیا جان. این کرم را به تن من انداختی که باز ور بروم به متن ببینم کشفی حاصل می‌شود؟ نشد! عجالتاً «متعرض» به نظرم درست می‌آید چون نایب‌السلطنه تعرض کرده و نه اعتراض.
اما با خودم فکر کردم تا متن اصلی کامل خوانده نشود، شاید نتوان جواب شاه را رمزگشایی کرد. بنابراین متن اصلی را سعی کردم بخوانم و این‌جا بنویسم. می‌دانم جای خالی و غلط زیاد دارد اما مطمئن هستم در فهم دستنوشته‌ی شاه کمک می‌کند. خصوصاً یکی از کلماتی را که نتوانسته‌ای کشف کنی مطمئنم در متن اصلی هم هست و جالب آن که من هم نتوانستم بخوانمش!
این شما و این عریضه‌ی شهاب‌الملک:
قربان خاکپای جواهر آسای اقدس مبارکت شوم.
این مأموریت غلام خانه‌زاد ...... اسباب بی‌رحمتی حضرت والا نایب‌السلطنه روحی فداه شده، در صدد خفّت و اذیت خانه‌زاد میباشند. دو فقره سرایدارانی که مبالغی اسباب و اموال را بسرقت برده بودند ...... داده. اطلاع داد با حضور کدخدا و کلانتر آن دو نفر سرایدار را گرفتند. بعضی اسباب را که همراه داشتند دریافت نموده ...... را هم ...... برده بودند. ...... و اداره آنها را گرفته، حبس نمود. حضرت والا آقا نایب‌السلطنه کمال ...... التعالی را فرمودند که سرایدارها را صدمه زده، مشرف به موت میباشند. عرض کردم سرایدارها حاضرند و چنین ...... واقع نشده (؟) جز اینکه کدخدا ...... از اموال مسروقه بوده، چیز دیگری نبوده و خانه‌زاد هم ...... از آن تغییرات در صدد اموال برنیامده. با وصف این بود که معلوم شد خیلی غلیظ‌تر بعرض خاکپای مبارک همایونی رسانده‌اند که دور نباشد تا حالهم این مسئله در خاکپای مبارک ...... مانده باشد. در این مدت متمادی از این خانه‌زادان گویا هیچوقت از این حرکات ناشی نشده بود حالت ...... و این خانه‌زادان در خاکپای مبارک مشهود و معلوم است. از تصدق فرق مبارک مرحوم نظام‌الدوله صاحب هر چیز و هر قسم اعتبارات بود ...... هم محض ...... و ترتیب مرحمتها شد ...... واگشته‌اند به نوکریهای بزرگ سرافراز فرموده‌اند. از نامساعدی بحث باغراض نفسانی هر چه داشت از اعتبار و مال در سرِ خدمت، تمام شد والله، آنهم با بی‌مرحمتی حضرت والا نایب‌السلطنه. نمیداند چه قسم حرکت نماید و با کی راه برود. استدعا از خاکپای مبارک همایونی ارواحنا فداه، حال است. تکلیفی از برای خانه‌زاد معین شود که در چه درجه نوکری مشغول جان نثاری بوده از این توهینات تا چه حد محفوظ باشد؟ امر، امرِ جهان‌مطاع مبارک باشد (؟). روحنا و روح‌العالمین
نماد کاربر
Arzhang
Site Admin
 
پست‌ها : 1162
تاریخ عضویت: 17 اوت 2009, 15:06
محل سکونت: مونترآل

پاسخ: خواندن نوشته‌های خوشنویسی

پستتوسط Pooria Azimi » 16 نوامبر 2015, 03:44

این نوشته‌های رمزگشائی‌شده رو باید در Wikimedia هم بعدش آپلود بکنیم برای محققان... البته نه زبان‌شناسان فارسی، بلکه محققانی که قصد دارند در مورد سادیسم و مازوخیزم تحقیق کنند. یعنی واقعاً انقدر مشکله و انقدر سر این حضرات شلوغ بوده که وقت نداشته‌اند بجای ۳ دقیقه، ۵ دقیقه وقت بگذارند موقع نامه‌نگاری و در عوض کمی خوش‌خط‌تر باشند؟
نماد کاربر
Pooria Azimi
Site Admin
 
پست‌ها : 3332
تاریخ عضویت: 23 اوت 2008, 14:32
محل سکونت: Santa Barbara, CA

پاسخ: خواندن نوشته‌های خوشنویسی

پستتوسط Ilia » 16 نوامبر 2015, 08:48

ارژنگ؛ دستت درد نکنه. خوشحالم از اینکه کرمش بهت افتاده. :-) و ممنون که اینقدرش رو خوندی. گذاشته بودم که سر فرصت باهش سر و کلی بزنم. این خطش اتفاقا خیلی قشنگه. اما حسابی شکسته است. اگر این رو یاد بگیرم که بخونم، کلی خوشحال خواهم شد.

مثلا این رو ببین:
Hazrat.jpg
Hazrat.jpg (5.08 KiB) - بازدید 4486 بار

این کلمهٔ «حضرت» هستش. من تا به حال ندیده بودم که کسی «ر» را به «ت» بچسبونه. همین چیزهاست که اون موقع‌ها رایج بوده و الان نیست. و برای همین هم خواندنش معما میشه.

پوریا؛ شاه‌های ایران یبوست که میگرفتند، حکیم باشی رو اماله میکردند تا مزاجشون راه بیفته. ازشون نمیشد انتظار داشت که خوش‌خط بنویسند! :-)
نماد کاربر
Ilia
Site Admin
 
پست‌ها : 5662
تاریخ عضویت: 25 سپتامبر 2006, 01:01
محل سکونت: کانادا

پاسخ: خواندن نوشته‌های خوشنویسی

پستتوسط Ilia » 01 آوریل 2016, 17:12

معشوقکی میکی شکر لبکی زود خشمکی

EyKaashaki.jpg
EyKaashaki.jpg (43.61 KiB) - بازدید 4264 بار


اصل شعر اینه:
ای کاشکی یک شبکی کنج باغکی
بودی چراغکی، میکی با ایاغکی

معشوقکی، شکرلبکی، زودخشمکی
بدمستکی، جفاکنکی، تردماغکی

نمیدانم چرا یاد این شعر افتادم، گوگلش کردم دیدم امیرخانی این را نوشته.

شعر قشنگیست.
---
ایاق = رفیق پیاله یا دوست نزدیک
تردِماغ = سرزنده، باحال
نماد کاربر
Ilia
Site Admin
 
پست‌ها : 5662
تاریخ عضویت: 25 سپتامبر 2006, 01:01
محل سکونت: کانادا

پاسخ: خواندن نوشته‌های خوشنویسی

پستتوسط Ilia » 10 مه 2016, 23:21

گذارم به نامه‌های جالبی از قائم مقام فراهانی، وزیر محمد شاه قاجار در کتابخانهٔ آنلاین دانشگاه هاروارد افتاد:
http://iiif.lib.harvard.edu/manifests/v ... 0909307$3i

این صفحهٔ سوم لینک بالاست:
Nameh-eGha'emMaghaam.jpg


نمیدانم که این «شاهزاده خانم کوچ» که بوده که قائم مقام اینقدر قربان صدقه‌اش میرود و از اینکه شاهزاده طهماسب اجازه نمیدهد که زن عجوزه‌اش را طلاق بدهد، به او درد و دل می‌کند:
---------
[مرحوم قائم مقام بشاهزاده خانم کوچ خود نوشته است (؟) مربوط و بامزه است.]

و شما را بشهادت خواستم، ترسیدم بد زاتی برود حرفی بزند، بدتر بشود بهتر آن بود که عیب خود را خود عرض کنم. والسلام.

شاهزاده جان، قربانت شوم، تصدقت گردم، امان است. در این سر پیری و آخر عمر بیک پیرزنی گرفتارم بدخو، بدگو، بدخواه، جانکاه، شایستهٔ هزار انکار و اکراه.

نقره اندوده بِنقد دغل، عنبر آمیخته بِگَند بغل. همهٔ عیبهاش را می‌دانم و بدکاریهاش را علاینه می‌بینم و دایم در این اندیشه و تدبیرم که که شاید تفصّی جویم و کناری گیرم. اما هر قدر در خلاصی میکوشم، بدتر بِبَندِ بَلاش می‌افتم.

متفق میشوم که دل ندهم. معتقد میشوم دگر بارش. بدخویی است که مثل خود نزاده. جادویی است که فیل شاه را میغلطاند. خود ساز و اصول باز و زبان‌آور ظریف، در همه فنّ حریف.

بقول عربها: [و کان تحت لسانها هاروت ینفث فیه سحرا و حبوب اثواب لها قد اطلعت شیمسا و بدرا](؟).

نواب مستطاب شاهزاده افخم اکرم، طهماسب میرزا بلّغه الله بما ههوی و یشاء، از حقیقت این ماجرا اطلاع دارند و چندین بار درده منت(؟) سراسر سعادت الشان شور و صلاح چاکرانه عاجزانه کردم که دل بر فراق نهم و او را طلاق دهم. اذن و اجازت ندادند. ملاحظهٔ رای جهان آرای ولی عهد روحی فداه را فرمودند.

در الاچیق سرخس و صحرای جام و زیر کرسی تربت هر چه عجز و اصرار کردم منع و انکار کردند. ترسیدم که دیگری اینفقرات را بعرض شما برساند. خود سبقت نمودم.

والسلام.

------------

گفتن ندارد که ویرگول و نقطهٔ آخر جمله و پاراگراف‌ها را من اضافه کرده‌ام که متن راحت‌تر خوانده شود. بعضی جاها را نتوانستم بخوانم و حدسی نوشته‌ام که با علامت سوال مشخصشان کرده‌ام.

نمیدانم که خط خودش باشد یا رونویسی شده. اما چیزهای جالبی دارد مثل اینکه مثلا «بد ذات» را «بد زات» نوشته یا اینکه همزه‌ای که اینقدر من حرص و جوشش را میخورم را در کلمهٔ «ملاحظهٔ» (خط سوم از پایین) میشود در نامه دید.

اما از همه جالبتر این معمای «شاهزاده خانم کوچ» است و غرولندهای وزیر با تدبیر محمد شاه از دست زنش که از قرار خیلی از او متنفر بوده و از دستش خلاصی نداشته.

جای حاتمی خالی که یک سریال دبش از این ماجرا میساخت. همه چی را آماده دارد، از عشق تا نفرت، و از قربان صدقه تا بوی گند زیر بغل…

ایلیا
نماد کاربر
Ilia
Site Admin
 
پست‌ها : 5662
تاریخ عضویت: 25 سپتامبر 2006, 01:01
محل سکونت: کانادا

پاسخ: خواندن نوشته‌های خوشنویسی

پستتوسط Arzhang » 13 مه 2016, 11:43

من فکر می‌کنم «بد ذات» را «بد زات» ننوشته بلکه مثل «بزند» در «حرفی بزند» که اصلاً «ب» را نادیده گرفته،«بد ذات» هم نتیجه‌ی این سبک نگارش، به نظر «بد زات» می‌آید. مثل خیلی از «و»ها که «د» به نظر می‌آیند. این طور غلط‌های املایی از قدما ناممکن به نظر می‌رسد.
«بما یهوی و یشاء» باید درست باشد.
به نظرم نوشته «چندین بار وِرد منت سراسر سعادت ایشان شُور و صلاح...» الخ.
نماد کاربر
Arzhang
Site Admin
 
پست‌ها : 1162
تاریخ عضویت: 17 اوت 2009, 15:06
محل سکونت: مونترآل

پاسخ: خواندن نوشته‌های خوشنویسی

پستتوسط Ilia » 14 مه 2016, 00:07

ممنون ارژنگ جان،

در مورد قسمت‌های عربی، اصلا خواندن آنها از من بر نمی‌آید، اما در مورد «ذات»، نه مطمئنم که همان «زات» نوشته است.

از آن موقع که این پست را زدم، یک چیزهایی دستم آمده. یکی اینکه این خط و نوشتهٔ خود قائم مقام نیست. هم بدخط است و هم کسی که بازنویسی‌اش کرده، سوادش در همین حد بوده که غلط املائی داشته. همینطور نویسندهٔ آن خط قرمز همان نویسندهٔ بقیهٔ نامه است. و در آخر اینکه نسخهٔ بازنویسی دیگری را هم از همین نامه پیدا کرده‌ام:
نامهٔ قائم مقام-صفحهٔ ۳.jpg


و در آخر آن کلمهٔ اولی را که نتوانسته بودم بخوانم «بسیار» است. یعنی نوشته میشود: «بسیار مربوط و بامزه است».
نماد کاربر
Ilia
Site Admin
 
پست‌ها : 5662
تاریخ عضویت: 25 سپتامبر 2006, 01:01
محل سکونت: کانادا

پاسخ: خواندن نوشته‌های خوشنویسی

پستتوسط Ramin95 » 20 ژوئیه 2016, 15:43

سلام دوستان
یک وصیت نامه قدیمی هست شبیه به خط شکسته. ممنون میشم کمک کنید تا بخونیمش. یادگار خانوادگی است. پیشاپیش از شما سپاسگذارم.
پیوست‌ها
IMG.pdf
(79.49 KiB) دانلود 81 بار
Ramin95
 
پست‌ها : 8
تاریخ عضویت: 19 ژوئیه 2016, 12:41

پاسخ: خواندن نوشته‌های خوشنویسی

پستتوسط Ilia » 21 ژوئیه 2016, 00:16

رامین، به ایرماگ خوش آمدید.

آیا اسکنی با کیفیت بهتر از این پی‌دی‌اف میتوانید تهیه کنید؟ چیزی که هم رزلوشنش بالاتر باشد و هم خاکستری‌ها را نشان بدهد.
پیوست‌ها
Will.png
نماد کاربر
Ilia
Site Admin
 
پست‌ها : 5662
تاریخ عضویت: 25 سپتامبر 2006, 01:01
محل سکونت: کانادا

پاسخ: خواندن نوشته‌های خوشنویسی

پستتوسط Arzhang » 21 ژوئیه 2016, 19:14

Ramin95 نوشته است:[نمایش]
سلام دوستان
یک وصیت نامه قدیمی هست شبیه به خط شکسته. ممنون میشم کمک کنید تا بخونیمش. یادگار خانوادگی است. پیشاپیش از شما سپاسگذارم.

من حدس می‌زنم دوستمان فایل را اسکن کرده و برای کسر حجم، سیاه و سفید کرده و رزولوشن را پایین آورده و بعد پی دی اف کرده. در صورتی که همان طوری که ایلیا هم گفت، بهترین حالت این است که اسکن دست نخورده را ببینیم. از آن جایی که متن طولانی‌ست، اگر بخش‌هایی را هم شما خودت توانسته‌ای بخوانی، لطفاً بنویس که بشود سریع‌تر جلو رفت.
نماد کاربر
Arzhang
Site Admin
 
پست‌ها : 1162
تاریخ عضویت: 17 اوت 2009, 15:06
محل سکونت: مونترآل

پاسخ: خواندن نوشته‌های خوشنویسی

پستتوسط Ilia » 21 ژوئیه 2016, 20:34

تصویر

من اینقدرش را درست و غلط خواندم. اقلا کمک میکند که بدانید داستان از چه قرار بوده:

و بعد

چون بقتضای من مات بغیر وصیة مات میتة جاهلیة هر عاقل با بصیرت را در مقام الصیاء؟ بر آمدن لازم و بفاد المیسور لایسقط بالمعسور لا اقل بقتضی الوصیته الشرعیه قرار داد است مصادف ؟ بعد از ممات خود

بدستیاری وصی مؤتمن مستحسم است فلذا توفیقات سبحانیه شامل حال جندیت مال عالیجاه ؟ همراه ولی ؟ مرحمت پناه خیر الحاج والمسلمین حاجی کلمحمد ساکن قریه ؟ گردیده وصیته شرعیه نمود بامن؟ نهج که پانصد و هفتاد و شش تومان نقد و سیصد رایج

از اموال خود بمصالحه صحیفحه شرعیه قطیمه لازمه منتقل نمودند وجه خود هی المستماه بخدارت و طهارت و عفت پناه شیرین خانم بمیل المصالحه مبلغ پنجهزار دینار فلوس و یکچارک نبات شهدی و یکمن ی؟ گندم با اسقاط العین؟

ملوکان و احشا و عقد مصالحه شرعیه بعد القبول و التراضی جاری گردید و بعد تلک الماطه زوجه مذکوره مصالح بصیغه نذر بر خود لازم نمود که بعد از وفات مصالح مبلغ مذکور از ؟ ولد

ارشد مصالح و هوالمسمی بعالیشان (به عالی شأن) معلی مکان علی اکبر بیک نایب بحسب المصارف المقرره الاتیه در مصارف مصالح صرف نماید راه مزار؟ چهل تومان حج ؟ شصت تومان

صوم و صلوة چهل و سه سال هشتاد و شش تومان خمس و سهم امام سی تومان حمل نعش در اول وفات با اسکان بنجف اشرف بحمل و نقل یکی از اولاد چهل تومان

زکوة پنجاه تومان رد مظالم ده تومان تا سی سال روضه خوانی در دهه عاشورا هرسال ده تومان سیصد تومان و بعد ذلک حاضره گردید

زوجه مذکوره مصالح تمام مهریه خود را که بحسب مهرنامه علیحده از زوج مذکور خود ذات حق بود بمصاطه؟ شرعیه قطعیه منتقل نمود بزوج خود بمال المصالحه موازی؟

سه جریب باغ کهنه قدیم ایروا؟ که محدود است بحدود اربعه جاری بباغ آقا خان بیک و حدین؟ بباغ عالیجاه رضی ؟ حسینعلی خان و حدی بشارع با انضمام چهار ؟ سلخ

؟ عقد مصالحه بعد القبول و التراضی ؟ جاریشد و بعد ذالک بمصالحه صحیحه شرعیه قطعیه لازمه عموم اموال خود را از باغات و املاک و سیاه و اثاث البیت

(و دواب و مواثی و کلما؟ بصدق علیه شش حتی الوند فی الجدار ؟)؟ منتقل نمود بشش نفر اولاد مذکور خود بالسویه و هم المسمون بعالیشانان عرشت بنیانان علی اکبر بیک

و نجف بیک و رضا بیک و عباس بیک و علی بیک و لطف اله بیک مسلوب المنفعه مادام حیوة المصالح بمال المصالحه مذبور استصالحون

تا پنج سال هر سال ده تومان بهر واحدی از صبیه‌های خمسه مصالح وهن المستمیات بعفت و عصمت پناهان فرخ خانم و ستاره خانم و مینا خانم و طیران خانم

و زیور خانم هر کدام نسبته سهم خود بدهند که سهم هر کدام از ؟های مذکور پنجاه تومان میشود لکن در مصالحه اخیره ؟ التحریر تا پنج سال

اختیار فسخ بالنفس خود قرار داد که اختیار فسخ مخصوص بنفس خود باشد که بموت خود اختیار فسخ با احدی نباشد که ساقط بوده باشد ؟ ذالک فی چهارم شهر شعبان المعظم سنه ۱۳۰۹


از جایی که این متن جملات عربی و حدیث و اصطلاحات قدیمی و مخصوص نوشتن وصیتنامه زیاد دارد، یک محضردار مسن احتمالا بهتر بتواند در خواندن جاهایی که من از عهدهٔ خواندنشان بر نیامدم کمکتان کند.

ارژنگ و دوستان دیگری که علاقه‌اش را دارید، ببینید که میتوانید در جاهایی که من نتوانستم بخوانم یا اشتباه کردم کمک کنید.

بهر حال نکات جالبی برای من داشت و به خواندنش می‌ارزید! فقط کاشکی که اسکنش درست و حسابی بود.
نماد کاربر
Ilia
Site Admin
 
پست‌ها : 5662
تاریخ عضویت: 25 سپتامبر 2006, 01:01
محل سکونت: کانادا

پاسخ: خواندن نوشته‌های خوشنویسی

پستتوسط Ramin95 » 22 ژوئیه 2016, 00:51

با سپاس از دوستان به ویژه ایلیا. دستتون درد نکنه. خیلی هم خوب. در مورد کیفیت فایل عرض کنم که اسکن از یک برگ فتوکپی تهیه شده به همین علت کیفیت مطلوبی ندارد. اصل وصیت نامه را ندارم که ازش اسکن کنم. میتونم نسخه اصلی را بدست بیارم ولی فکر نکنم نیازی باشه تا همین جاشم کفایت میکنه. در مورد منطقه خاکستری هم متوجه منظورتون نشدم. یک فایل دیگه هم تهیه کردم شاید مفید باشه.
Ramin95
 
پست‌ها : 8
تاریخ عضویت: 19 ژوئیه 2016, 12:41

پاسخ: خواندن نوشته‌های خوشنویسی

پستتوسط Ramin95 » 22 ژوئیه 2016, 01:39

این فایل شاید بهتر یاشه.
ظاهرا حجمش زیاده ارسال نمیشه. این پیام رو میده
The file is too big, maximum allowed size is 1 MiB
Ramin95
 
پست‌ها : 8
تاریخ عضویت: 19 ژوئیه 2016, 12:41

پاسخ: خواندن نوشته‌های خوشنویسی

پستتوسط Ramin95 » 22 ژوئیه 2016, 01:46

جناب ایلیا
اگر مایلید ایمیلتون را بدید فایل رو براتون بفرستم. از اینجا نمیشه. با تشکر
Ramin95
 
پست‌ها : 8
تاریخ عضویت: 19 ژوئیه 2016, 12:41

قبلیبعدی


بازگشت به خط، زبان و قلم‌سازی


کاربران حاضر در این انجمن: بدون کاربران آنلاین و 1 مهمان